359 نوشت
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 20:23
لعنت بر نت مخابرات:) خیلی قطع وصلی داره از بی ابی گرمای 67 درجه استان عزیزمون بگذریم و قطعی برق نت داغونم قوز بالا قوز حدقل با نت میشه اینا تحمل کرد قبول دارید:))))))))) از صبح هی زنگ میزنم اوپراتور که نت من چرا قطعه؟ میگه نه قطع نیس یا مشکل از خطتتونه!! خوب ما دو مودم داریم توی خونه یکی برا اهل خو
پست 357 نوشت:)
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 3:38
سلام عیدتون مبارک طاعات و عباداتتون قبول هرچند دیر:))) خوب بسیار درگیر کاراها مشتریام بودم ایقدی این ماه خداروشکر هم پربرکت بود هم اینکه شلوغ بودم که دیگه وقت نفس کشیدن نداشتم و همشون رو تا شب عید فطر تکمیل کردم که چندروزی بتونم یه نفس راحتی بکشم. یعنی میخاستم فقط بخوابم که میسر نشده هنوز و هنوزم ع
پست ۳۵۴ نوشت
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 2:26
هرکسی از اینجا رد میشه سلام و طاعات و عباداتتون قبول باشه بیان برام جذابیتی نداره نمیدونم چراُ ولی گاهی به اندازه نوشتن میشه روش حساب کرد. مثل بعضی ادمها که ادم ازشون دلسرده ولی یجورایی باز باهاشون سر میکنه. از این ادمها توی زندگی هممون هست. امشب که بعد افطار از درد دندون نوبت دندون پزشکی داشتم مثل
پست 352 نوشت:)
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 2:27
خوب به خیر گذشت انتخاباتم تموم شد امیدوارم طرفدارای جناب رییسی هم رییس جمهور منتخب اکثریت مردم رو به رسمیت بشناسن و همچنین سران مملکتمون. مردم این روزها عجیب جزیی نگر شدن و دقت میکنن. خدا کنه درباره عملکرد دولت هم همینطور پیگیر و جزیی نگر باشن نه فقط برای دولت اقای روحانی بلکه در همه مسایل کلان ممل
پست 353 نوشت:)
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 2:27
چندروزه فشار پایین را تجربه میکنیم و در سکوت میگذریم بلکم یکم از رو بره نمیره که:( هی چک میکنیم میبینم میره 9 یا ده دیگه خیلی بیاد بالا با اب نمک میشه 11 :))) قربونش برم 12 برو دیه قول میدم ترشیجات نخورم والا. مامان و ابجی میگن روزه نگیر ماه رمضون تو مریضی فشارت پایین تیرویید چی پس؟ ایا این مسئله د
ست ۳۵۱ نوشت:)
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 15:34
تنور انتخابات داغ و هرکس نون خودشو میچسبونه دلم برای ملتم میسوزه دموکراسی فقط وقت انتخابات پیدا میکنیم. معنا که بهتر بگم یکم احمقیم؟ زشت نیست؟ داریم همدیگه رو میکشیم سر این انتخابات سرچی؟ خوب مناظرات رو دیدیم همه و فهمیدیم چه خبره؟ از دم همه پروند
پست 342 نوشت:)
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
همیشه موقع رفتن بازار و خرید اگر داداشام وقت نداشته باشن یه راننده اژانس هست که هر جایی بخوام برم حتی خارج از شهر یا شهرهای اطراف حتی، داداشام بهش زنگ میزنن و میگن فقط باایشون برم که پسر جوون و خوش صحبتی و بعضی اوقاتم اصن رومخه از بس حرف میزنه:))مساف
343نوشت:)
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
اخیششش تعطیلات تموم شد:))))تعطیلات ما که چرند دهن سرویس کن بود ولی خوش گذشت و تموم فصلهای خدا رو درش تجربه کردیم از پاییز و زمستان و تا بهار و تابستون و الان در قسمت تابستان به سر میبریم و داریم ابپز میشیم کلا. خیلی یهو هوا این دو روزه گرم شد و من دس
پست 344 نوشت
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
دیگه حس نوشتن ندارم هیچ وقت بیان رو دوست نداشتم و حس تعلقی بهش نداشتم و دوران عوض میشه و ادمها هم همینطور ولی هیچی برای ما بلاگرها مثل اون بلاگفای قدیم نمیشه و اون دوستا و اون حس نوشتنها. زمانه عوض میشه ادمها نیز!! و روز به روز هم اسباب ارتباطی دار
پست 345 نوشت:)
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
همیشه ادمی بودم که تا نهایت خم شدن انعطاف دارم برای ادمهای مهم زندگیم برای اینکه ناراحتشون نکنم فک کنم برای ادمهای منفور زندگیم هم همینطور بودم.البته این نظر منه باید از دید اونا هم به قضیه نگاه کرد. خیلی وقتها به خاسته هاشون تن دادم با وجود ناراحتی
سردرگم نوشت:(
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
خوب ایقدی افکارم عین کلاف درهم تنیده شده که نمیدونم سررشته کدومه و باید چه کنم. اول اینکه مجاز شدم توی کنکور دکترا در مقطع پیام نور وپردیس و ازاد. دیگه هیچ کس که از من انتطار نداره نخونده روزانه هم مجاز شم؟ باالاجبار انتخاب رشته که میکنم به امید اینک
۳۴۷ نوشت
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
دارم از بیکار نشستن بیرون میام فایل گوش میکنم شبا برای بی خوابی هام سعی میکنم مفید کنم این وقتها رو بجا فکر و خیال و تاصبح غلت زدن توی رختخواب. داشتم به شغلم فکر میکردم به فکر موقت کنونی خودم و انجام u200du200du200du200dبروژه ها باعث شده ادمها رو بشناسم بقول رییس که
پست 348 نوشت
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
خشک سالی و دروغ به معنای واقعی فیلم مزخرفی بود! بازی های ابکی روشنفکر بازی های ابکی، جملات پنهان تختخوابی!! صحنه های اتاق خوابی فراوان!!! همه از بی ارزشی این اثر سینمایی داره که ادم تهش به خودش فحش میده که چرا اصن این فیلمو نگاه کردم من. امان از وقتی
پست 349 نوشت
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
خوب اخر هفته قبل یکمی از تلاشام نتیجه داد و دانشگاه علمی کاربردی شهر پدری پیامک دادن که بیا مدارکتو تکمیل کن. منم به سرعت جت رفتم و تکمیل کردم مدارکو نه طوری که در این یه خط نوشته شد بلکه 48 ساعت مارو از این اتاق به اون اتاق کشوندن و هی کاغذ بازی تا
پست 350 نوشت
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 1:00
دلم یهو هوای اون جانباز مهربونه که تو ترمینال سوپری کوچیکی داشت رو کرد که همیشه بهش میگفتم عمو، یعنی خودش میگفت بهم بگید عمو، بااون لهجه زیبای جنوبی و عربی که قاطی میکرد، دوستداشتنی تر میشد،هر وقت تو دوره کارشناسی میرسیدم ترمینال بلا استثنا باید میرف
پست 341 نوشت:)
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 12:13
سلام سال نوتون مبارک بازماندگان تاریخ:))) به نام خدا موضوع انشا عید خود را چگونه گذراندید؟؟؟ در اشپزخونه غرغر کنان و فحش گویان:))) ریتم ام پی تری اخر سال خوبه دوسش دارم با همه خستگی هاش ولی واقعا عذاب اور:( هلاک شدم بلکم وزن هم کم کردم با این همه پرخوری و اعصاب خوردی و دست تنهایی بودن نه سبزی امسال
پست 340 نوشت:)
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:41
خوب عادت کردم به ننوشتن تصمیمم برای سال جدید هم همینه کمتر حرف بزن بیشتر عمل کن. هرچند به عملکرد خودم در شرایط خودم نمره بدی نمیدم ولی میتونستم بهتر باشم. خوب نتیجه ازمون اصول اومد و دو درس رو زیر 35 درصد زدم البته دور از انتظار نبود برام ولی از طرفی هم خوشحالم که درسهای سختی مثل مالی رو بالای 40 در
پست 339 نوشت:)
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 12:51
مدام این روزها کسالت دارم انرژی زیادی ندارم نمیدونم بخاطر تغییر فصل تغییرات هورمونی ناشی ازنخوردن داروهامه یا اینکه مسافرت پی در پی و در رفت و امد بودن و فشار کاری زیادی که در یکی دوماه گذشته تحمل کردم هرچی هست هنوز دست به خونه نزدم برای خونه تکونی. جز اینکه یکم کمدمامو دید زدم و یه سری وسیله ولباس
پست338 نوشت
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 1:45
سلام ببخشید یه مدت غیب شدم و ممنونم از دوستانی که جویای احوالم شدن. خوب خیلی این روزها به این فکر نمیکنم که چندمه اسفند کی قرار عید بیاد خونه تکونی چی میشه و ....مهمونا نوروزی رو کجای دلم بذارم و... به این فکر میکنم بهار داره میاد و تولد منم نزدیکه، اهدافم باید چی باشه وبرنامم چی باشه اما به طور شیر...
پست 328 نوشت:)
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 5:23
سلام یلدا شبتون مبارک:) خوب این چند روز درگیری های زیادی داشتم هنوزم ادامه داره، از حال بد و افسردگی مانند بگیر تا کار و کار و کار، میدونم ادم مغروریم بخصوص برای کار، و اینو اصلا نمیپسندم جوری که رئیس برا این یه فایل فرستاد از سه فصل اول مشتری و گفت نیاز به ادیت داره البته و با رنگ زرد مشخص شده، یهو...