سلام عیدتون مبارک طاعات و عباداتتون قبول هرچند دیر:)))
خوب بسیار درگیر کاراها مشتریام بودم ایقدی این ماه خداروشکر هم پربرکت بود هم اینکه شلوغ بودم که دیگه وقت نفس کشیدن نداشتم و همشون رو تا شب عید فطر تکمیل کردم که چندروزی بتونم یه نفس راحتی بکشم. یعنی میخاستم فقط بخوابم که میسر نشده هنوز و هنوزم عادت خوابم عین ماه رمضون وکمش کردم شبا بیدارم تا اذان صبح، روزهام فقط چندساعت میخوابم که روز خسته شم و شب خوابم ببره که هنوز موفق نشدم:(((
ازمون بعدی بورس هم در راهه، که دوتاازمونشم از دست دادم در نیمه اول سال و نتونستم شرکت کنم.
دیشب از بی خوبی دوسه سوال عکس گرفتم تو گوشیم بشینم تاصبح حل کنم، بعد نتونستم برای دوستام و اساتیدم فرستادم که بیدار بودن اونا نتونستن در نهایت اقای ی به دادم رسید توضیح داد قشنگ و حلش کردیم البته به سختی، بعد میگه وا چراایقدی سوالات سخت سخت میدن بهتون ازمون cfa که بین المللی از این اسونتره اگر زبانت خوب باشه. اونو شرکت کنی برات بهتر. گفتم دیگه دیگه ما ایرانیا اینیم:))) سطح علمی بالامون باعث شده سوالات سخت سخت طراحی کنیم .ولی جدا ازمون سختیه و من هیچی نخوندم خدایا خودت کمک کن.خوابم درست بشه این دندون دردها تموم بشه.نگفتم رفتم دندون پزشکی؟ بالاخره یافت شد ان دکتر شجاع که دندونا منو سرویس کنه:)) بدونه تدرس و واهمه. داداش سومی توی ماه رمضون زنگید پاشو بیا پیش دوستم اون میگه میتونه دندونات رو درست کنه مشکل بی حسی اینام حله. دیگه مابا کله رفتیم:) کارش خوب بود ولی هنوز دندون درد دارم که گفت تایک ماه طبیعی دردت چون عصب دندونت کشیده عقب. فکر کنم بخاطر اینکه دندونتون تو خواب فشار میدی بهم، گارد دندون باید بدم درست کنن برام. مجبور شدم 4 روز بمونم خونه داداش تا عصب کشی و ترمیم دندونم تموم بشه بعدم یکی دیگش رو باید برم برم بکشم چندتا دیگه دارم ترمیمی که دیگه تموم شن برن پی کارشون. ولی خوب دکتر هی همش تعریف میکرد دندونات خوب نگه داری کردی و مشکل چندانی ندارن دیگه فقط کاش اون دندونت که پوسیدگی به ریشه اش رسیده رو زودتر مراجعه میکردی تا اونم نکشی ولی دیگه یه ایمپلنت رفت توی پاچمون:( که اونم قرار شد 7 ماهی فعلا دندونم بکشم لثه سفت شه بعد. بایدم پس انداز کنم براش:)))))ولی شکر راضیم از شرایطم پارسال این موقع سال قبلش فقط میدویدم بدهی ها رو بدم وام بدم
امسال با ارامش دارم پس انداز میکنم اگرم پس اندازم رو خرج کردم ناراحتی ندارم حداقل ارامش دارم. خوب همه ماها یه روزهای توی زندگیمون داشتیم که حاضر نیستیم برگردیم بهش برای منم اون روزها سالهای 91تا93 هست که بدترین ها رو گذروندم ولی حتی پرداخت وام وبدهی ها و دادن پول زور اینارو سخت نمیدونم که حاضر نباشم برگردم سمتش. چون باعث شد ساخته بشم وقوی بشم و خوشحالم سربلند بیرون اومدم ازش.و خداوند کمکم کرد.همه اینا یه انرژی خاضی بهم میده و لبخندی از روی رضایت.برای همتون این رضایت از خود و خدا رو ارزو میکنم.
یکمم از سرعتم میخوام کم کنم زندگی مسابقه نیس و همیشه طرف مقابلت حریف نیس که بخوای انرژی بی خودی تلف کنی. دعا میکنم همیشه هممون اروم باشیم و دلخوش
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزاپور