حرص درار ترین ادم زندگیتون کیه؟
من حرص درار ترین ادم زندگی خودمم، اینو وقتی میفهمم که یه ادم کپی خودم به تورم میخوره، اونقدری حرصم درمیاد تا میفهمم اوه این ادم خود منم که اینطوری باعث شد عصبی بشم.
زهرا یکی از اون ادمهای حرص درار زندگیمه، چرا؟ چون بعضی خصوصیات اخلاقیش منو یاد چندسال پیش خودم میندازه، خیلی ترسو، وبعد برای اینکه ترسش رو قایم کنه شروع میکنه به بهانه تراشی، الان که عمری میزد توی سر من دارم توی این شهر حیف میشم وچنین و چنان، من باید توی تهران باشم من باید شهر بزرگ می بودم من باید خارج از ایران می بودم، الان که قبول شد تهران یه روز رفته ثبت نام کنه برگشته شروع کرده به زمین وزمان رو به هم دوختن که خانوادش خونشون ببرن شیراز وخانم هم انتقالی بگیره شیراز، این ادم توی عمل میلنگه حاضر نیس حاشیه امنشو ترک کنه و زندگیشو بسازه، دم از مستقل شدن میزد امروز اومده میگه من مخالف استقلال هستم مستقل بشم که چی بشه نوستال؟ نه من باید ازدواج کنم من از تنهایی میترسم، گفتم اخه 20 میلیون ادم توی تهران دارن زندگی میکنن رفت وامد دارن به این شهر، اونام دیگه زندگی رو از یاد بردن؟ لذت از یاد بردن؟ از این 20 میلیون حداقل 1000 نفرش نخبه و دانشمند هست از دکترا فاکتور بگیریم. اونام چون تهران ترافیک داره اهدافشون فراموش کردن رفتن بغل ننشون نشستن و برگشتن شهرشون؟ چندین سال پیش من همین ادم بودم تا میگفتن برو بخون تهران ، میگفتم نه جای زندگی نیس ناامن فلان بهمان همه عمرت باید توی ترافیک باشی و.... تهران مدینه فاضله نیس، هیچ شهر وکشوری مدینه فاضله نیس مثل همون اشتباهی که ایرانیا فکر میکنن خارج از ایران مدینه فاضله است، هممون عاشق اینیم کلمبیا درس بخونیم هر ادم تحصیل کرده ای غبطه میخوره به هرکسی که دانشگاه کلمبیا تونسته بخونه یا هاروارد و... ایا حاضریم روزی 4 ساعت بخوابیم و 20 ساعت درس بخونیم یا درارتباط با درس کاری بکنیم ؟ 90 درصد ادمهای روی زمین چنین توجیهاتی برای موفق نشدن دارن، که اره 20 ساعت؟ وای نه این ادم زندگی نمیتونه کنه لذت دنیا رو هرگز نمیبره و....حاضر نیستیم از تفریحمون از تشک گرم ونرممون بزنیم بعد میشینیم تز میدیم، امروز کلی حرف بارش کردم حرفایی که امیدوارم تکونش بده، گفتم تکلیفت با خودت یبار توی زندگیت روشن کن، یا بتمرگ توی همین شهر خراب شده و شوهر کن و اویزون شوهرت شو و هرگز غر نزن. یا کفش اهنی بپوش و برو موفق شو. حتی خواهرش حاضر نشده اینو باخودش چند روز ببره خابگاه تا کار خابگاه و اقامتش توی تهران درست بشه از بس روی مخ این ادم و غرغرو ایرادگیر هست به صافی ایراد میگیره چراایقدی صافه به کجی هم ایراد میگیره چرا کج، خدا هم مونده که بااینطور بنده هاش چه کنه:(خیییییییلی عصبیم کرد کاش یکی بود اینطوری با من دعوا میکرد توی چندین سال گذشته. هنوزم رگه های از اون ادم توی وجودم هست میدونم.وسخت دارم باهاش مقابله میکنم.
مثلایه دوستی دارم تامیخاد بره خونه مادرشوهرش شروع میکنه به غر زدن و غول ساختن از خانوادش شوهرش، که اره چنین و چنانن خواهرشوهر من همچین ادمی حرصم درمیاد دارن از شوهر من سواستفاده میکنن شوهر من اقاست چون میبینه باباش ناتوان سکوت میکنه چون میبینه پسر خونوادست وطیفه داره این کارا میکنه خانوادشم سو استفاده میکنن بعد جالب همین شوهر بیچاره در نقش دوماد هم همینطور اقا وسربه زیر و همینطور به خانواده دوستم سرویس میده، خانم اینارو نمیبینه!!! چرااین ادم حرصش درمیاد؟ چون خواهرشوهرش عین خودش رفتار میکنه میشه حرص درار ادمی تحمل هیچ کسی رو عین خودش نداره.