سلام خوبید؟
اول کاری تا یادم نرفته یه تشکر ویژه کنم از سینادارو، من به علت خشکی چشم و حساسیت باید مرتب از قطره اشک مصنوعی استفاده کنم، قطره اشک مصنوعی ایرانیش تا همین چند وقت پیش موجود نبود اصلا ساخت ایران نداشتیم، قطره خارجیش از 15 تا 27 تومن هست، بسته به انصاف داروخانه چی:(
میدونید که تاریخ انقضای داروهای چشمی معمولا 27 تا30 روز بیشتر نیس، پس من باید ماهیانه حدود 30 تومن خرج قطره اشک مصنوعی میکردم،تازه حساسیت هم بهش داشتم، وقتی استفاده میکردم تایه روز کلا اشک ریزش وچشم ابریزش بینی داشتم من که دکترم گفت بازم مجبورا باید استفاده کنی.به همراه ژل چشم. تااینکه یکی از دوستام که کم بینا هست گفتش که من ایرانیش رو استفاده میکنم سینادارو خیلی قیمتش مناسبتر از خارجی به اسم سینالون، قیمتش هم 20 تومن هست اما 50 قطره یک بار مصرف داخل جعبه هست، کلی ذوق کردم گفت من به این حساسیت نداشتم، دیگه زنگ زدم داروخونه ها اطرافمون نداشتن، زنگ زدم شرکت، خیلی برخورد خوبی داشتن و من وصل کردن به چندتا دکتراشون، بعدم شماره و اسم شهرمون گرفتن که به من اطلاع بدن، دیروز مسوول پخش داروشون توی خوزستان با من تماس گرفت یه خانوم دکتر مهربون و دوست داشتنی، کلی مشاوره داد بعدم گفت من برات میفرستم داروخونه ای که نزدیکتر به خونتون هست بهت زنگ میزنم برو بگیر چون پخش به عموم ممنوع هست، اگرم نهایت گیرت نیومد من شخصا خودم برات پست میکنم، خلاصه من دیگه فراموش کردم چون دیگه از دیروز زنگ نزدن، تااینکه امروز باز تماس گرفت وگفت برات فرستادم همون داروخونه نزدیکتون، یه داروخانه هست دوکوچه اونورتر خونه ما، گفت سفارشتون هم کردم که براتون نگه دارن:))) کاش اینطور احترام به مشتری به بیمار توی تموم بیمارستانها و شرکتهای تولیدی ایران باب بشه واقعا.
از دیروز بگم که شکر خدا کارام جلو افتاده فقط همون مقاله بیس ها مونده نمیدونیم چه کنیم اقای ی بیچاره هم کلی وقت گذاشت برا من، پیدا نکردیم موضوعی که کار نشده باشه:( ولی همچنان پیگیر هستیم
رییس هم هی منو هول میکنه کار جدید میفرسته بابا بذار من یه نفسی بکشم:(
گفتم دارم از شر اون زن وشوهر راحت میشم؟ نشدم هنوز، خانم اشتباه کرده ورک فایل ایویوز اشتباهی داده به من، کل فصل چهارم شوهر رفت رو هوا، ایقدی عصبیم از دستش دلم میخاد خفه اش کنم هی عذرخواهی میکنه خانم اخه عذرخواهیت به چه درد من میخوره؟ 6 روز وقت من هدر رفته، تازه جالبه داره فشار میاره تاجمعه دوفصل 5 مارو بده فصل چهار اقا رو هم دوباره بنویس تا یکشنبه تحویل بدم اون روی سگمو نشونش دادم تا بفهمه در پس قیافه مهربون و مکش مرگمای بنده یه سگ وحشی خوابیده که ایشون بسیار پاگذاشته روی دمش:(
کلا دیشب از ترس نتونست حرفی بزنه گفتم خانم من نهایت بتونم کاری کنم برات تا 4 شنبه کارشوهرت درست کنم اونم دارم لطف میکنم من با کلی ادم قرار داد دارم باید تااخر شهریور کارشون تحویل بدم نه انصاف نه شرعا درسته من از وقت اون بیچاره ها بزنم بخاطر شما، من کم کاری نکردم 1 ترم پدرمو منو دراوردین برای دومیلیون کل وقت روزانه منو گرفتید، والا بقیه مشتری ها فقط کارشون میگیرن ومیرن، شما روزی 6 ساعت فقط باید وقت بذارم چت کنم باهاتون یا درددلتون گوش کنم یا دعواتون رو حل وفصل کنم من رباط که نیستم ادمم منم 24 ساعت بیشتر وقت ندارم هر روز دوماه فقط من شب روز روی ورک فایلتون کار کردم، 1000 بار تخمین زدم الانم که فصل چهار رسیدیم این اشتباه کردین این دیگه مشکل من نیس مشکل شماست ومن به بقیه هم تعهد دارم ایشششششششششششششش نه گفتن یاد بگیر نوستال نه بگو، از خودت نگذر.
دیروز کلا مثال یه عدد سگ شکاری بودم، زهرا رو که زدم کلا شل و پل کردم، غروب که از پیاده روی برگشتم، زنگ زد چندین بار جوابشو ندادم کلی پی ام داد که اره حق با توهه و من الان میخوام انتخاب واحد کنم و.... منو تنها نذار بهم بگو چه کنم و... دیگه با یه بداخلاقی جوابشو دادم و انتخاب واحد کرد تاساعت 1 شب هم مرتب پی ام میداد نه من وابسته نیستم نه من حاشیه امنم خونواده نیست و... از این چرت و پرتها که همشم فقط توجیه بود گفتم برو مشاوره بازم حرفهای منو بهت میزنه، ولی برو شاید از اون حرف شنوی داشته باشی واین گونه بود ما هولش دادیم رفت به سمت مستقل شدن هرچند میدونم من دردسر دارم بااین تا راه بیفته.
میگه من نمیتونم مثل توباشم تو اول یه کار رو محکم شروع میکنی حتی اگر ایندش رو ندونی گفتم برعکس، من هم همه جوانبو درنظر میگیرم مثلا اگر اون کارنیاز به پول داشته باشه من اگر 25 درصد هزینشو داشته باشم اقدام میکنم همه جنبه های مالیشو در نظر میگیرم از وام از کار خودم و .... توکل میکنم به خدا. تو ترسویی به خدا اعتماد نداری. 25 درصد به یه کار اعتماد داری باید انجامش بدی 75 درصدشو بسپار به خدا، و اینکه مطمئن باش تایه کار رو شروع نکنی کلی از مشکلات و حسن هاشو فقط توی انجامش و در حین عملشِ که میفهمی. میگن شنیدن کی بود مانند دیدن این، حالا مستقل شدن هم همین مشکلات زیادی داره از تنهایی از بی پولی تا غذای گرم و کار خونه تاااینکه همه کارات گردن خودته تا زن بودن توی این جامعه مردسالار، تاناامنی برای یه زن، خدا کنه واقعا از پسش بربیاد.
داداش سامی اونقدری خوب پایبند رژیم و با اراده است که منم به وجد میاره، اب هم بخواد بخوره زنگ میزنه اینو بخورم اشکال نداره؟ ای من میخندم بهش. دیشب زنگ زده بیا اتاقم کارت دارم میببینم کلی خوراکی رژیمی که گفتم رو خریده میگه توهم از اینا بخور، کلی عکس از فروشگاه دوستش گرفته که از این خوراکی ها کدوم رو بخرم و دوستم گفته اگر اجیت سفارشی داره بگو تا براش بیارم. تصمیم بر این شد کلی خوراکی رژیمی دیگه رو به دوست ایشان بگیم بیاره، بچها کسی تجربه استفاده از دمنوش های بازاری رو داره؟
من که خودم با کم خوری و ورزش لاغر شدم، خیلی اطمینانی به بسکویتهای رژیمی و...توی ایران ندارم به همین خاطر خودم درست میکنم همیشه دمنوش هم همینطور میترسم قند توش داشته باشه یا هر مواد دیگه ای. دیشب دمنوش بلوبری خریده سامی تی بگش رو باز کردم میگه وا چرا اینو خرابش کردی میگم واستا من تست کنم ببینم وموادش چیه شکرداره یا نه و... دیدم عین چایی بود همه از یه مواد بودن امروز تست کنم ببینم چطوریه .
بدوم برم سراغ کارا .
برچسب: نوشت,
نویسنده: سجاد میرزاپور