خوب در ادامه دیروز و اعصاب خوردی هام یادم رفت بگم درامدم چطور بوده وبرنامم چیه،
راستش بیشترشو برا خونه خرج کردم مثلا خریدی چیزی کردم برا خونه که کلا یادم نیس فقط تی وی یادمه، که تی وی خراب شده بود دیگه چشم رو اذیت میکرد ال سی دی قدیمی، گفتم یه تی وی بخرم ال ای دی مامان ایقدی از صبح تا شب پای تی وی چشماش ضعیف نشه.حدود دو و خوردی شد. بقیه اش دیگه یادم نیس.
بعدم ماهی صدتومن توی یه صندوق با زن داداش دومی و خانوادش شریک شده بودم، که اونم این ماه نوبتم شد. زیاد نیس یک و سیصد میشه، ولی خوب یه وام بدون بهره محسوب میشه. با نرخ بهره در نظر بگیریم به صرفه ست چون پول ارزش زمانی داره، این صد تومنی که الان من میدم با صد تومن 12 ماه دیگه خیلی فرق داره و اون موقع این صدتومن قدرت خریدش بسته به تورم مثلا میشه 85 تومن. پس ارزش داره الان من این پول بدم و در عوضش یه وام بدون بهره نصیبم بشه. با وجود قسطی که از مشتریام مونده جمعا تا پایان شهریور 3 تومن دستمو میگیره که دوتومنش باید بره تو حساب دزد معروف پسرعموی اشغال.
از شرش برای همیشه راحت میشم. 1 تومنم سپرده میکنم. قسطهای وام رفاه دانشجویم هم مونده حدود 500 عقبم نمیدونم الان چی میشه باید یهو تسویه کنم؟ البته این عقب مونده بخاطر کم کاری کارمند مربوطه است برای من دفترچه صادر نکرده بودن تا پیامک خود صندوق رفاه اومد برام و.... دیگه اینترنتی پروندمو تکمیل کردم و تونستم 300 واریز کنم الان 500 مونده از اقساط عقب مونده.
ماهی 40 تا 50 هم هزینه دخترکمه:))) که هنوزم ندیدمش، دوست دارم برای اول مهر براش یکم لوازم تحریر و کیف اینا بخرم خدایا میشه کمکم کنی؟ برکت بدی بهم بتونم این دختر رو به جایی برسونم یه کمکی بهش بکنم؟ کمک به اون نه، بلکه کمک به خودم به دختری که توی درونم بسیار ازار دید این سالها با محبت وتوجه به این بچه من میتونم به خودم کمک کنم درواقع اون داره به من کمک میکنه. ماه اینده میشه 6 ماه که من مادرش معنویشم و میشه ببینمش:) چه خوب میشه بتونم ببینمش قرار شده در قالب یه کارمند که میره ماموریت،منو ببرن ببینمش.اینومشاورشون بهم گفت.
قبلا با یه مجله همکاری میکردم و مسوول صفحه اقتصاد انرژیشون بودم، چند وقت پیش سردبیرشون بهم زنگ زد گفتش که دیگه بااون مجله همکاری نمیکنه و مجله جدیدی رو مجوز گرفتن باهاشون مجدد همکاری کنم خیلی پولی نمیشه ولی الان که حساب کردم ماهانه 50 میدادن برا هر 300 کلمه حداقل هزینه دخترمو میده یا هزینه قسطمو.
اگر ان شالله واحد بهم بدن ترم جدید میتونم روی درامد ترمی اونم حساب کنم.من طلا کلا دوستندام و همه طلاهامم از سال 91 تا93 فروختم، الان وقتشه میتونم به عنوان یه سرمایه گذاری طلای دست دوم بخرم. کم کم یا طلایی کوچیک اندازه درامد های ریزی که دارم این مدت دارم واقعا همشو میدم برای لباس و وسایل ارایشی و کیف و کفش. باید یکم این حرص خرید کردنمو کم کنم. خیلی اصولی تر خرج کنم.
این راههایی بود که من تونستیم با شرایط محدود و خاصی که خانوادم دارن ازشون درامدداشته باشم توی خونه.وگرنه اگر محدودیتی نداشتم میتونستم هم بازاریابی کنم هم فروشندگی هم اینکه میشد منشی گری کرد. کار عار نیس از طرفی هم نمیشه گفت چون فضای جامعه ناامن یکم برای خانمها پس کار نکنن و... شما حتی خونه هم نشسته باشی ممکنه برات امن نباشه و هرلحظه یکی دزدی کنه ازت بهت حمله کنه یا اینکه روی گوشیتون مزاحم بشه پس نمیشه بخاطر این مسائل ادم خودشو محدود کنه.
برچسب: نوشت,
نویسنده: سجاد میرزاپور