خرید بک لینک

اوضاع رژیمم خوب میگذره تقریبا و راضیم

ولی کارام این روزها خیلییییییییییی زیاده ماه شهریور ماه خیلی سختی برای من از سال 92 تاالان همش درگیر پایان نامه ام یه سال خودم بقیه اش گرفتار مردم:) ادمهای با استرس بالا مجبورم هم بهشون مددکاری برسونم هم کارشون انجام بدم.

سردرد شدم از فشار کارمداوم و نشستن پشت لب تاب تو کل روز.ولی شکر خدا که روزیمو میرسونه:*

خواهرجان اینا برگشتن از اون راه هم قرار شده بود برن شیراز لوزه فاطیما رو عمل کنن دکترش اومده بود ایران وبهشون زنگ زده بود 1 ماه پیش منشی که برا فلان تاریخ باید اینجا باشید دیگه اونام همه ازمایشات لازم رو مشهد انجام داده بودن که معطل نشن وفقط روز قبل عمل خودشون برسونن شیراز. که خداروزشکر عملش که راحت بود برگشتن خونه همشم میگه دلم سوپهای عمه نوستال میخاد فقط منم این دو روزه براش مرتب سوپ درست میکنم وفری میفرستم بچه زود خوب شه.

خودمم دارم از پا میفتم پشت سیستم:( شبا از خشکی وسوزش چشم خوابم نمیبره اشک مصنوعیم تموم شده:( هی پامیشم با اب خنک چشمامو میشورم. بلکه اروم بشه.

دلم سفر میخاد وتفریح :(ان شالله امام رضا بطلبه من تو زمستون برم که خلوت باشه:*******

سفر کربلا هم قسمت کنه باید برم دنبال کارا گذرنامم.

برچسب: نوشت, نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:14

صفحه بندی