حالا که من دختر خوبی شدم قرار گذاشتم خرید نکنم، هر دم خرجی از زیر زمین عین قارچ سبز میشه سرراه بنده زاده:(
دیروز بعد نوشتن پستم اس ام اس صندوق رفاه اومد که 700 تومن واریز میکنی یا با شما چنین کنم و چنان کنم گور باباشون فقط دلم برای دانشجوهایی سوخت که چشمشون به این وام هاست اگر نریزم وامو به هرحال اونا ضرر میکنن، بخاطر همین 860 تومن واریز کردم با قسط شهریورم ودیرکردش رو که خلاص بشم چندماهی از دست این صندوق رفاه.
بعدش به اقای فاطمی رابطم تو کمیته امداد پی ام دادم و حال دخترکم رو پرسیدم گفت خوبه و گفتم من میخوام این ماه هزینه رو یه چیزی بذارم روش براش نوشت افزار بخرم کلی استقبال کرد وواقعا خانواده مستمندی هستن و پدرشون هم که میدونید فوت شده، (شرط اول من همین بود که یتیم باشه/) اطلاعات غلط داده بود یعنی قاطی کرده بود مرضیه متولد 1377 هست، یعنی دقیقا همسن محمدجوادم دور از جونش البته. اصلا از این اشتباه ناراحت نشدم حتما قسمت بوده، به هر حال من یه دختر این سنی رو بهتر میتونم درک کنم بهش خط بدم برای اینده اش. ولی خرجش برای من میتونه زیاد باشه که دلم روشن کردم و سپردم به خدا. دیشب تاالان دومشتری جدید ساسی همکارم بهم معرفی کرد هرچند هردو در مرحله ای هستن که اصلا مشخص نیس اوکی بشه ولی دلم روشن این یه نشونه از خدا بود که گفت نترس حواسم بهت هست نوستال تو برو جلو من کمکت میکنم که مرضیه روساپورت کنی.
دیگه با اقای فاطمی صحبت کردم که این بچه گناه داره چرا حمایت پزشکها رو جلب نمیکنید؟ گفت بارها جلسه گذاشتیم التماس کردیم برای بچهایی که نیاز به درمان دارن ولی متاسفانه کسی همکاری نکرده تاالان.دلم گرفت.
معمولا دخترا راحتتر حامی میگیرن تاپسرا، برای همین دلم اشوب شد، اگر من برای مرضیه چیزی بخرم پس برادرش چی؟ بعد از یه چندساعتی به اقای فاطمی پی ام دادم و گفتم من برای هردوشون یه چیزایی میخرم، دلسوزی نیس ولی منطقی اینه هردو دلشون شاد بشه.
من الان هیچ قیمتی از نوشت افزار اینا دستم نیس حتی نمیدونم چقد میتونم کمک کنم ولی هرجوری هست این کارو میکنم. خداجونم بهم توان بده و کمکم کن.
عروسی خواهر زاده معصوم بااینکه دلم برای جمع خانوادگیشون خیلی تنگ شده بخصوص برای معصوم ومامانش ولی وقت یزد رفتن ندارم توی اوج شلوغی کارامه، هرروز میگه پاشو بیالطفا ولی من نمیتونم واقعا در توانم نیس نمیخوامم دروغ بهش بگم. دلمم سفر میخاد امااین بنده خداها که چشم امیدشون به منه کارشون دست منه رو نمیشه همینطوری ول کرد رفت.
دیشب یه بنده خدایی با کلی خجالت اومد پرسید پیشینه پژوهشم رو الان 4 ماهه ایران داک نفرستاده، گفتم محاله ها شما باید 15تومن واریز نتی کنی براشون 24 ساعت بعد توی ایمیلته جوابشون بلکه خیلی کمتر، لینک دادم بهش متوجه شد که اشتباه ثبت نام کرده بوده قبلا.کلی تشکر کرد وفهمیدم مدرس دانشگاست ولی خوب الان دارن یه رشته دیگه میخونن.قرار شد بعد تصویب پروپزالش من به روش اموزشی باهاش کار کنم بهش یاد بدم کارشو انجام بده و هزینه اموزش ازش بگیرم.هزاران بار تشکر کردو دعا کرد. بعد جالبه من سوال داشتم درباره یه پرسش نامه به نویسنده مقاله اش ایمیل دادم فورا جواب دادن، معمولا به اساتید ایمیل نمیدم چس کلاس میذارن هییت علمی های ایرانی جواب نمیدن بعد شما برو به یه نویسنده مشهور خارجی ایمیل بزن فوری ایمیل میده به همین خاطر من میگیرم ببینم مقاله چند نویسنده داره از به اون دانشجو ایمیل میدم که میدونم جواب میده، خلاصه ایمیل زدم بنده خدا فورا جواب داد ازش تشکر کردم که جواب داده قرار شد با استادش حرف بزنه اگر موافق بود برام پرسش نامه رو بفرسته. هرکار خیری نتیجه ای داره بعضی دعاها خیلی گیرا هستن.
برچسب: نوشت,
نویسنده: سجاد میرزاپور