خرید بک لینک

از بلند شدن سایه ها، کسلات بار بودن خواب بعدازظهر، از چسبیدن چایی دراچین های کمرنگ دم غروب، از بوی نارنگی های کال، از بی جونی افتاب دم ظهر، از خاطره بازی های شبای بلند، میشه فهمید پاییز داره میاد، و نیم سال از عمرمون دوباره گذشت، از خودمون بپرسیم ایا از خودمون راضی هستیم؟ لذت بردیم از خودمون در شش ماه اول سال؟ چقد قدم ورداشتیم برای همه اون دعاهای دم سال تحویلمون؟ یا نکنه منتظر نشستیم خدالقمه اماده بذاره دهنمون؟

منکه کلی هدفهای خوب دارم ان شالله به همشون میرسم تا ته امسال،تازه این هفته یه هفته خاص، سه شنبه عید مولاست، مولایی که توی تموم عمرم عاشقش بودم و افتخارم فقط همین اسم شیعه است که بهم ارث رسیده. بله یه مسلمانی مورثی ولی شیرین ودوست داشتنی. میدونم کلی عیدی اماده کرده برامون واقا ایقدی مهربون هست هیچ کدوممون رو بی نصیب نکنه.

بااینکه اونقدر هفته شلوغ پراسترسی دارم که فکر نکنم فرصت نفس کشیدنم داشته باشم اما سعی میکنم که با یه حال خوشی کار کنم:)

و از همین الان دارم برنامه ریزی میکنم برای بعد از تموم شدن قسطهای وام، لذت ببرم از درامدم و پس انداز کردن رو شروع کنم، ولی در این زمینه تجربه چندانی ندارم، اگر کسی از شما تجربه داره که چه بانکی مناسبه وسود بیشتری میده برای سپرده گذاری و تسهیلات اعطاییش کم سودتر ومناسبتره برای یک فرد که شغل رسمی نداره ممنون میشم تجربه هاتون رو زیر این پست کامنت بذارید حتی اگر اولین باری هست به این وبلاگ میاید تا بقیه هم استفاده کنند:) مرسی از شما.

دوست داشتم اخرین هفته تابستون رو برم شیراز و اونجا سپری کنم این روزا رو که اولا امروز داداش اینا دارن میرن شیراز نوبت دکتر داره و مطمئنا میرن خونه عمو، معلوم نیس تا کی بمونن، دوم اینکه بخاطر سامی خونه خودمونم شلوغه ومرتب دوستاش اینجان، و اینکه من باید این چندنفر رو به دفاع برسونم. تعهدهای کاری باعث شده همه چی دست به دست هم بده و من نتونم به این سفر برم. تازه من هیچ مانتو فرم اداری ندارم، اگر بخوام برای تدریس برم دانشگاه به چنددست لباس اداری شیک نیاز دارم بچها اگر عکس خاصی یا پیشنهاد خاصی دارید ممنون میشم دراین زمینه هم به من ایده بدید. کاملا بی تجربه ام، از این لحاظ. با اینکه مانتوهام هیچ کدوم جلف و سبکسرانه نیست اما کلا معتقدم هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، از اساتیدی که داشتیم همیشه دقت میکردم خوشم نمیومد از استادهای شلخته، استادهایی که لاک میزدن، جایگاه ادم به عنوان یه معلم خیلی مهمه که لباسی و ظاهری رو برای خودش توی محیط اموزشی درست کنه که لایق اسمشه.

دعاکنید این تدریس جور بشه و من به ارزوی خودم که استادی بود برسم:)

برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 8:55

صفحه بندی