خوب این دوروز یه غلطی کردیم تلگرام نصبیدم خدا باعث و بانی ساخت این اپلیکشن رو لعنت کنه:)
شب اول که تا ساعت دو بیدارم نگه داشتن دوستان دیروزم که کل وقتم گرفته شددیگه دیشب زود گرفتم خوابیدم ایقدی خسته بودم توی طول روز و خوابالوده که شرط کردم دیگه واسه هیچ احدی من بیدار نمونم شب:) از دیروزم رسما وارد رژیم لووکرب شدم، این رژیم یکم خاص ادم تا سه روز گیجه وسردرد داره از پایین بودن انسولین خون بعدش بدن عادت میکنه
اصلا تمرکز ندارم، میدونم بهتر میشم تا فردا، هی به خودم امید میدم:( نه میوه اجازه دارم بخورم نه شیر وماست نه نون و برنج:( فقط گوشت چربی، همین.
هیچ تنوعی نداره منم که عاشق دسر، ژله درست کردم بدون هیچ طعمی:( اصن یه وضی، شیرنارگیل درست کردم و خامه نارگیل و روغن نارگیل، کار پردردسری ولی می ارزه به خوش طعمیش.
ولی این تنوع نداشتن حالمو بد میکنه ولی مجبورم بااین وضع جلو برم چربی های اضافی اب بشن و برای عضله سازی اماده کنم خودمو.
حیف دوروزم حروم شد نتونستم بخونم.امیدوارم فردا وارد فاز کتون بشه خونم انسولینش به پایینترین حد برسه حالم بهتر شه.
ممنونم از دعاهاتون همون شبی انرژی مثبتتون بهم رسید یکم مشکلم حل شده. با تعجب فراوان و دمش گرمی خدا، وهمراه با افتادن فک در کاورهای خدا شنیدن صدامون:*
پسرعمو روی مخه باز. واقعا نمیدونم کی دست سر من ور میداره این یارو. اخه به تو چه چرا من شوهر نمیکنم؟ به تو چه چرا بیکارم به تو چه اصن من وجود خارجی دارم:(
پی ام داده تورو باید سرلوحه فامیل کرد از نظر همه چی شخصیتی اراده خوش استیلی تغذیه درس خانمی. من سکوت.
اخه به تو چی؟ واقعا به تو چه وقتی متاهلی حالا طرف دختر عموت باشه که باشه مثلا من با این تعریفا حالم خوب میشه؟ مثلا روابط ما عادی میشه؟ خدا شفاش بده واقعا، گفتم ادم باش فقط همین!!!
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزاپور