خرید بک لینک

یه یارویی میشناسم که قبلا ادم خوبی بود تا کارمند بود

بعدش کلا خراب کرد وقتی کارگاه زدن و.. یکم که پولدار شد توهم خود بزرگ بینی گرفت:))) هروقتیم حالشو میپرسی میگه کلا یه ریال پول ندارم انگار مثلا رفته باشی سراغش پول قرض کنیا، اینطوری میگه، بعد امشب کاری خواست براش انجام بدم، یهو میگه 200 تومن؟؟؟؟؟؟؟؟/ خیلی زیاده ها و ... حالا کار از من نبود قرار بود من معرفیش کنم بعد انتظار داشت به اون یارو بگم خشکه حساب کن!!! میگه کارتهام خالیه لنگ 200 هزارتومن پولم که توی قرعه کشی صندوق محله شرکت کنم!!!

بعد یهو از دهنش پرسیدامروز ماشین خریدم صفر:))) من نمیدونستم بخندم به حالش یا گریه کنم، گفتم فلانی؟؟؟؟؟ خداروشکر کن در هر حالی هیچ وقت کلمه ندارم رو به کار نبر که خداازت میگیره ها!!! یه نوعی به من از نوع بدبخت بیچاره مفلس بی پول نگاه میکنه:))))))))))) هروقت بمن میرسه میگه خدا هرکسی رو بدبخت و خوشبخت خلق کرده چرا این همه بدبختیای تو زیاد؟ چرا هرچی سنگ برای پای لنگ؟؟؟ من با متانت رد میکنم:) امشب بهش میگم مهم اینه میدونم این همه سختی رو میکشم عین طلا اب دیده شدم و میدونم ایندم روشن، میگه امیدوارم!!! یجور طعنه امیزی. بعد حالا میفهمم چرا توی ازدواجش گرهها افتاده و ارزوی ازدواج داره اما جور نمیشه براش، با هرکس حرف میزنه مجلس خراب میشه! ادم نباید از بالا به ادمها نگاه کنه، خوب نیست مطمئن بودن، این حرف ارزو دیشب خیلی توی گوشمه، که بهم گفت نوستال مطمئن بودن درباره کسی اصلا خوب نیس به این نتیجه رسیدم مطمئن بودن درباره نه فقط ادمها بلکه درباره هر چیزی درست نیست!! بجز اینکه ادم 100 درصد با خالقش مطمئن باشه، امروز تند تند پست میذارم اینجا تخلیه فکری وروحی میشم.

عاملش لابد این لامپ زرده است:)))

فردا زبان دارم کلاسمون خیلی بد شده ساعتش وروزش پشت سرهم:) یکشنبه و سه شنبه.

چندروز پیشا استاد اس داد درباره یکی ازم تحقیق کنه برای شراکت:)بعد ته تهش میگه اقا من خیلی قبولت دارم روت نظرت حساب میکنم که ازت میپرسم پس لطفا رک باش:) یه حس مسئولیتی اومد سمتم که خدایی همیشه در این مورد راست و حسینی میگم بی اینکه دو طرف رو در نظر بگیرم که بامن یکم دوستن.دیگه ختم به خیر شد.

به طرز عجیبی امشب نیاز به یه دوست دارم، یه دوستی عمیق، که حرفمو بفهمه وسرمو بذاره روی زانوش از سر یه محبت عمیق. که پیشش جلو اشکامو نگیرم جلو خنده های بلندمو نگیرم. که پیشش ضعیف باشم یا قوی بازم دوستیش عمیق باشه عصبانی باشم یا خوشحال بازم عمیق باشه.

خوشبحال پسرها که دوستی هاشون خیلی عمیق، برعکس ما دخترا، چه متعهد باشن چه متاهل باشن چه دوست دختر داشته باشن چه تنها باشن فرقی نداره در دوستیشون.

اما دخترا خیلی متفاوتند وقتی متاهل میشن من ازشون دور میشم چون تجربه شده برام واقعا نمیشه روی دوست متاهل حساب کرد یه جوری عوض میشن.

وقتی دوست پسر دارن بدتر:)))))))))) کلا پیداشون نیس:) تا تک و تنهان چسبیدن به ادم، در حد تهوع اوری:)))

دوستای عین خودمو دوست دارم که نه با کسی هستن نه با کسی نیستن کلا فرق نمیکنه براشون یه جورایی مردونه طور رفیقن.کاش میشد مثل کپکها و باکتری ها کلونی تشکیل داد، از یه اجتماع شبیه خودت هی چندتا از منی که دوست داری تکثیر کنی دور برت یکم شلوغ شه، میدونم راهی که دارم میرم تنهاترمم میکنه، خدایا خودت حواست بهم باشه تنهاییمو به تو میسپارم، یه جورایی درکت میکنم که تنهایی بازم خوبه من تورو دارم که احساس تنهایی کمتری کنم اما کاش میشد تورو دید نکه دیدنی نیستی یه جوری میشد ظاهری دیدت دست روی شونه ات گذاشت سرروی دامنت و تا خود صبح کنارت گریست یا خندید. نوازشم کن دوست دارم نوازشاتو.

عمیقا تنها کسی بودی که نترسیدی از محبت زیادت پرو بشم اونم بی منت، تنها کسی بودی عمیقا ببخشید منو قبول کردی وباور کردی بی منت، تنها کسی بودی در وقت نیازم بودی بدون اینکه ازت بخوام، تنها رفیقی بودی پای من موندی در خوبی وبدی ها، بداخلاقی و خوش اخلاقیام.توی یک کلمه دمت گرم. یا رفیق من لا رفیق له.


برچسب: نویسنده: سجاد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 15:59

صفحه بندی