اقا دم پاییز گرم که فصل مربا و ترشی و کلی اذوقه جمع کردن برای زمستون:)
اما میشه جناب اقای پاییز از صاف کردن دهن ما دست برداری؟
اصن دهنم ناجور صاف شده، از مربا درست کردن بگذریم، از کلی مهمونداری و دردسرهای عظیم بگذریم، 20 کیلو میگو رو کجای دلم بذارم؟؟؟؟ درست پاک کردنش که با من نیس و میدم کارگر، اما خشک کردنش با خودمه اخه هیچ ادم عاقلی این کارو نمیکنه و همه اماده میخرن اما از اون جایی که عقل من پاره سنگ برمیداره ترجیح میدم این کار پردردسر رو خودم انجام بدم:(
واای مشتریام چی میگن؟ خدایا من هیچ وقت نمیکنم بخونم این خیلی بده، باید کار اینا رو راه بندازم، 5 مشتری شدن،، درست این یعنی شکر خدا درامد، ولی کم دردسرنداره
دیروزم در حال خرد کردن گوشت بودم که یهو داداش سامی اومد گفت رضا زنگ زده پاش لیز خورده شکسته، خدایا اینو کجا دلم بذارم این همه اتفاق پشت سرهم برای خانواده:((((((
بازم شکر میتونست اتفاق بدتری بیفته، دیگه ممد سریع رفت محل خدمت رضا و بردنش دکتر و پاشو گچ گرفتن و عصری هم اوردش خونه، هنوز نرفتم دیدنش وقت نداشتم، تازه فقط 5 کیلو میگو خشک کردم کلی میگو دیگه هم باید خریداری بشه بسته بندی بشه یخچال و فریزر پر شده، باید یه فکری کنم، بذارمش فریزر خونه داداش، باید فکر فریزر جدید باشم بااین شرایط پررفت امد خونه ما و ریخت وپاشا این دوتا کمه، باید فکری کرد. تازه اب لیموها رو کجا دلم بذارم؟ 20 کیلو لیمو از دیشب توی قابلمه خیس میخوره، بدم ببرن بیرون برای ابگیری.
بعدم پوستش و تفاله هاش باید خشک بشن برای غذا، نمیدونم بااین اوضاع من به کجا میرسم خدایا به من توان بده.
دیشبم با دوستم که دکتر روانشناس هست کمی حرف زدم البته بنده خدا سرش شلوغ و توی کار حمایت از زنان بی سرپرست وبد سرپرست هست، این دوست دیرویزمو بهش معرفیی کردم شکر گفت امروز زنگ بزنه بهش شاید بتونه دستشو جایی بند کنه لطفا دعا کنید این بنده خدا شاغل بشه.تابیشتر از این اسیب نبینه.
چه خوبه دنیای مجازی همیشه بهترین ها رو به من داده، این هردودوستم مجازی بودن که بعد واقعی شدن مثل خیلی از شماها.خدایا شکرت و هر وقت چنین اتفاقی میفته میفهمم که خداوند هرگز هیچ کس رو چه مجازی چه غیر مجازی بی خود وبی جهت وارد زندگی کسی نمیکنه.
خدایا شکرت خودت کمک کن بتونم.
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزاپور