روزها میگذرن از پی هم همینطوری:)
زمان خیلی قدرت داره، ولی به نظرم اراده و دریاتی که خداوند به ما عنایت کرده خیلی بزرگتر وقوی تر از قدرت زمان هست، و ما میتونیم زمان رو رام خودمون کنیم اگر سرعتمون ببریم بالا اگر بجای نشستن پاشیم یه حرکتی بزنیم.
خوب این روزها درگیری های ذهنی زیادی دارم، یکیش همین لذت بردن از زندگی، دین ما لذت بردن های حلال رو منع نکرده، اما دین رو اونقدر اشتباه توی ذهن ما فرو کردن که یه مشت بازدارنده ذهنی داریم هممون برای لذت نبردن به نظرم حتی ادمهای بی قید وبند هم توی مملکت بازدارنده های ذهنی زیادی برای لذت نبردن دارن، دیشب همینطوری که اینستا گردی میکردم
به یه کلیپ برخوردم که یه دختر افغان کلی فحش و ناسزا نثار ایرانی ها کرده بود، اما لابه لای فحشهاش، به نظرم یه چیزهایی رو حق گفت، ازادی که ندارید!! نژاد پرستید!! و...
کلی ذهنم درگیری داره، من باید هم خانوادمو حفظ کنم هم برای خودم مستقل زندگی کنم، این دوتا نگه داشتنش سخته، چطوری بهشون بگم ارزوی من و ارامشم در اینه جدا و دور از شما باشم؟از طرفی توی جامعه من مستقل بودن یک زن کلی مشکلات به همراه خودش داره، مدام از خودم میپرسم ایقدی قوی هستی؟ ایقدی تحمل وصبوری داری؟ میتونی؟
سوالهای که امروز مشاورم ازم پرسید همین ها بود، گفت تو اشتباه نیست خاسته هات، همه چی به خودت بستگی داره.قرار شد بیشتر حرف بزنیم و چشم منو باز کنه در مورد حق وحقوقم درباره مشکلات احتمالی و ....نمیخوام ده سال دیگه بیست ساله دیگه پشیمون باشم از اینکه برای بدست اوردن رویاهام تلاش نکردم.
5 صفحه هم امروز خوندم الان شد 15 صفحه از سرعت لاکپشتی خودم راضیم:)
ورزشم میکنم رژیم رعایت میکنم و راضیم از خودم در کل. اما هنوز خیلی با خودم کار دارم:)
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزاپور